صفحه 1 از 2 < 1 2 >

مطالب
1393/09/08 12:57

تصاویری از پائیز محله شارشار بره سر در مهر ماه 1391

دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد
شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته جامش شکسته
گل و گلزار را چین بر جبین است
نگاه گل نگاه واپسین است



























نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

محمود احمدی مقدم

يک روز گرم، شاخه اي مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن از برگ هاي ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روي زمين افتادند. شاخه چندين بار اين کار را دد منشانه و با غرور خاصي تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسيار لذت مي برد. برگي سبز و درشت و زيبا به انتهاي شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت مي کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ي خشکي که مي رسيد آن را از بيخ جدا مي کرد و با خود مي برد. وقي باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خوش را تکاند تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتي که داشت از شاخه جدا شد و بر روي زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتي چشمش به آن شاخه افتاد بي درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روي زمين افتاد . ناگهان صداي برگ جوان را شنيد که مي گفت: اگر چه به خيالت زندگي ناچيزم در دست تو بود ولي همين خيال واهي پرده اي بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کني نشانه ي حياتت من بودم.

پاسخ
كيومرث نظري برسري

سلام عكسات فوق العاده بود . خصوصاعكس دهمي .پاينده باشيد.

پاسخ
صفر بابايي

تصاويرات خيلي قشنگ است.بايد از خداوند بخاطر اين همه زيبايها تشكر كرد.9كرتيم خدا.

پاسخ
علی فریدونی

از چهره طبيعت افسونكار بر بسته ام دو چشم پر از غم را تا ننگرد نگاه تب آلودم اين جلوه هاي حسرت و ماتم را پائيز، اي مسافر خاك آلود در دامنت چه چيز نهان داري جز برگ هاي مرده و خشكيده ديگر چه ثروتي به جهان داري؟ جز غم چه مي دهد به دل شاعر سنگين غروب تيره و خاموشت؟ جز سردي و ملال چه مي بخشد بر جان دردمند من آغوشت؟ در دامن سكوت غم افزايت اندوه خفته مي دهد آزارم آن آرزوي گمشده مي رقصد در پرده هاي مبهم پندارم پائيز، اي سرود خيال انگيز پائيز، اي ترانه محنت بار پائيز، اي تبسم افسرده بر چهره طبيعت افسونكار

پاسخ
نیایش

سلام و خسته نباشید از تصاویر قشنگی که گذاشتید بسیار ممنونم.از سایتتون در مقاله گزدشگریم با ذکر منبع حتما استفاد ه میکنم.
پیروز و سربلند باشید

پاسخ
عرفان

تصاویر جالبی بود منو یاد برسر انداخت

پاسخ